مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
15
ميزان الطب ( فارسى )
به نوعى كه تا زانو در آب بود . و در تبهاى گرم كه براى ازالهء صُداع و بخار دماغ به كار برند ، بايد كه سر را به طرف پشت مايل دارند ، تكيه داده و حجابى درشت در پيش گذارند تا بخار آن به دماغ رسد كه بعضى جا ديده شد كه از گرمى بخار وى خلل دماغ و خفقان عارض شد . شمومى كه بيماريهاى گرم را نفع دارد : صندل سفيد ساييده ، سركه و آب گشنيز تر و گلاب با هم آميخته ، ببويند و اگر لخلخه سازند ، بهتر است . و آن جا كه بى خوابى باشد ، سركه نبايد آميخت و اگر گرمى بسيار شد ، كافور اضافه نمايند و بوييدن خيار پاره كرده و ميوههاى ديگر و گلهاى سرد اثر تمام دارد . و آن را كه بوى گشنيز تر خوش نيايد ، به جاى وى آب تربز يا آب كدوى پخته كنند . شمومى كه بيماريهاى سرد را نفع دارد : مشك ، عنبر ، دارچينى ، جُندبيدستر ، قَرَنْفُل ، زعفران و شونيز است حسب حاجت هر چه خواهند به كار برند . سعوطى بارد كه امراض گرم و خشك دماغ را نفع دارد : آب كاهو ، روغن نيلوفر ، هر يك ، يك جزء ؛ شير دختران ، دو جزء ؛ اگر به جاى روغن نيلوفر روغن تخم كدو يا بادام كنند ، مىشايد . و آن جا كه بىخوابى باشد ، روغن خشخاش بهتر از همهء روغنهاست . سعوطى كه امراض سرد و تر دماغ را سود دارد : صِبر ، مُرّ ، كندر ، حُضُض ، جُندبيدستر ، زعفران به آب ريحان يا به آب مرزنجوش يا به آب فقط به كار برند . نفوخى كه مسكوت را به هوش آرد و سدهء دماغ را بگشايد : كُنْدُش ، خَرْبَق سپيد ، كوفته و بيخته ، اندك اندك در بينى دمند . وجورى كه امّ الصبيان را نافع است : سعتر ، جُنْدبيدستر ، زيره كرمانى ، مساوى در شير حل كرده ، در گلوى طفل ريزند . وجورى كه مصروع را به هوش آرد : حلتيت ، جُندبيدستر در سكنجبين